کد خبر 16864

پتروتحلیل- وجود میدان مشترک گازی پارس جنوبی میان ایران و قطر و برداشت حداکثری از آن، مسئله‌ای است که در سال‌های اخیر مورد توجه هر دو کشور قرار گرفته است. وجود این منبع خدادادی در جنوب کشور و برداشت از این میدان عظیم گازی به مثابه لوکوموتیوی است که جوانب کاری و برنامه‌ریزی‌های فراوان دیگری را برای دولت‌های حاکم پیش می‌آورد. به عنوان مثال، غیر از گاز طبیعی به عنوان محصول اصلی میادین گازی پارس جنوبی، «میعانات گازی» نیز محصول جانبی با ارزشی است که در هنگام برداشت گاز، استحصال می‌گردد. لذا لازم است مسئولین کشور با داشتن دید کلان و سیاست‌گذاری دقیق، بیشترین استفاده و سود اقتصادی را متوجه کشور کنند.

میعانات گازی که در دنیا بیشتر با عنوان «نفت فوق سبک» شناخته می‌شود، شامل ترکیبات سنگین گاز طبیعی مانند پنتان و هیدروکربن‌های سنگین‌تر (C5+) است و در مقایسه با نفت خام به دلایل مختلفی از جمله سبک‌تر بودن و میزان گوگرد و فلزات خیلی کمتر، از ارزش بالاتری برخوردار است و فرایند پالایشی آسان‌تری نیز می طلبد.

هم اکنون و پس از افتتاح فاز ۱۲ پارس جنوبی، ظرفیت تولید میعانات گازی کشور به حدود ۵۲۰ هزار بشکه در روز رسیده است. این در حالی است که مجموع مصرف میعانات گازی کشور حدود ۲۳۰ هزار بشکه در روز است. بنابراین کشور ایران باید روزانه حدود ۲۹۰ هزار بشکه میعانات گازی را به صورت خام صادر کند. این رقم در سال ۹۴ و با افتتاح فازهای ۱۵-۱۶ و ۱۷-۱۸ پارس جنوبی به ۴۵۰ هزار بشکه در روز خواهد رسید.

اگرچه افتتاح این فازها برای همه مردم و مسئولین کشور مسرت‌بخش و افتخارآفرین است اما انتظار می‌رود وزارت نفت برنامه‌ریزی همه جانبه برای استفاده حداکثری از توسعه این فازها را سرلوحه کار خود قرار دهد.

خام فروشی ۴۵۰ هزار بشکه میعانات گازی بصورت روزانه به راحتی از سال‌ها پیش قابل پیش‌بینی بود اما به نظر می‌رسد هنوز مسئله « نامطلوب و غیرمنطقی بودن خام فروشی نفت و میعانات گازی» برای برخی از مسئولین و صاحب منصبان کشور شفاف نشده است. درست است که در موقعیت تحریم و وضعیت خاصی که اقتصاد کشور در آن قرار گرفته است، حداکثرسازی صادرات نفت، گاز و میعانات گازی می‌تواند به افزایش درآمدهای دولت و بهبود وضعیت اقتصادی کشور در کوتاه مدت کمک کند اما نباید از یاد برد که خام فروشی نفت،گاز و میعانات گازی و صرف درآمد حاصل از آن‌ها در امور جاری کشور، آسان‌ترین راه پول درآوردن و ارزان‌فروشی ذخایر و سرمایه‌های ملی است. به همین دلیل به نظر می‌رسد شرایط، برای تکرار اشتباهی که کشور در زمینه نفت و تا حدودی گاز مرتکب شد، برای میعانات گازی نیز در حال فراهم شدن است، بخصوص آنکه هنوز فاز اول تنها پالایشگاه میعانات گازی کشور به بهره‌برداری نرسیده است.

پالایشگاه میعانات گازی ستاره خلیج فارس با ظرفیت روزانه ۳۶۰ هزار بشکه، اولین و تنها پالایشگاه میعانات گازی کشور است که با هدف تولید بنزین یورو۴ و خودکفایی کشور در این زمینه در حال احداث است. این پالایشگاه در سال‌های اخیر با برخی مشکلات مدیریتی و تامین مالی مواجه شده است، به طوری که در آبان ماه ۹۳ ترکیب سهام‌داران آن تغییر کرد. با گذشت بیش از یک سال و نیم از روی کار آمدن دولت یازدهم، هنوز اقدام قابل توجهی در جهت رفع مشکلات ساخت و تکمیل این پالایشگاه انجام نشده است. میزان پیشرفت فیزیکی این طرح تا پایان سال ۹۳ به حدود ۸۱ درصد رسید و مسئولین وزارت نفت همچنان وعده افتتاح فاز اول آن تا پایان امسال را می‌دهند. تکمیل سریع‌تر پالایشگاه ستاره خلیج فارس می‌تواند تا حدود زیادی از خام فروشی میعانات گازی کشور در سال‌های آینده جلوگیری کند و کشور را در زمینه بنزین، از وارد کننده به صادرکننده فرآورده¬های نفتی در منطقه تبدیل نماید.

با توجه به اهمیت بنزین به عنوان یک کالای اساسی برای کشور، حساس شدن مسئله محیط زیست و عرضه سوخت پاک در جامعه، مسئله‌ساز شدن بنزین‌های وارداتی و عدم اطمینان از کیفیت آن‌ها و همچنین با توجه به وجود بازار مناسب منطقه‌ای برای صادرات این محصول، به نظر می‌رسد پالایشگاه ستاره خلیج فارس باید مهمترین اولویت کشور در توسعه زنجیره ارزش صنایع پالایشی و پرهیز از خام‌فروشی باشد. از طرف دیگر لزوم اولویت‌دهی به طرح‌های نیمه‌کاره و تکمیل آن‌ها، برگ تاییدی بر این مسئله است که طرح پالایشگاه ستاره خلیج فارس با ۸۱ درصد پیشرفت فیزیکی که از سال ۸۵ کلنگ زنی شده است، باید اولویت اول وزارت نفت باشد. اما به نظر می‌رسد این وزارت‌خانه انرژی فراوانی را برای ارائه طرح جدیدی به نام «پالایشگاه سیراف» صرف کرده است و متاسفانه تمرکز وزارت نفت بر این طرح جدید اگر نگوییم موجب فراموشی پالایشگاه ستاره خلیج فارس شده است، عدم چاره اندیشی موثر و به موقع برای معضلات پالایشگاه ستاره خلیج فارس را به همراه داشته است.

البته طرح پالایشی سیراف با تمام پیشنهادات و انتقاداتی که در زمینه اجرا و بهبود آن وجود دارد، خود از جنبه‌های گوناگونی مانند دوراندیشی و آینده‌نگری (برای جلوگیری از خام فروشی میعانات گازی تولیدی از فازهای در دست ساخت پارس جنوبی)، حائز اهمیت است و نباید از کلیت این طرح و لزوم اجرای آن غافل شد. همانطور که گفته شد هم‌اکنون در حدود ۲۹۰ هزار بشکه و پس از افتتاح فازهای ۱۵ تا ۱۸ پارس جنوبی، ۴۵۰ هزار بشکه در روز میعانات گازی بصورت خام صادر خواهد شد که بهره‌برداری از پالایشگاه ستاره خلیج فارس می‌تواند این رقم را به عدد ناچیزی برساند. از نظر اقتصادی نیز به راحتی قابل محاسبه است که مقدار هزینه‌ای که از ابتدای واردات بنزین (از زمستان ۹۲) صرف این کار شده است، در مقایسه با هزینه‌ای که می‌توانست با ساخت پالایشگاه ستاره کشور را به خودکفایی و صادرات بنزین برساند، چه میزان است؟

خلاصه کلام آنکه در صورتی که تمرکز و حمایت ویژه وزارت نفت از پالایشگاه ستاره خلیج فارس در راستای «نهضت کاهش خام فروشی» مورد تاکید مقام معظم رهبری، در آینده نزدیک افزایش نیابد، نه تنها افتتاح فاز اول این طرح تا پایان سال جاری صورت نخواهد گرفت، بلکه تکمیل هر سه فاز این طرح تا پایان دولت یازدهم نیز امکان‌پذیر نخواهد شد و کشور تا زمان افتتاح این طرح و همچنین افتتاح پالایشگاه سیراف (حداقل ۴ سال آینده، در صورت تحقق همه پیش بینی‌های وزارت نفت)، به شدت دچار خام فروشی حجم زیادی از میعانات گازی تولیدی خواهد شد. هر چند نهضت کاهش خام فروشی در مورد نفت خام سال¬هاست فراموش شده است و اگر هم برنامه ای برای تولید فرآورده¬های نفتی وجود دارد، همگی به میعانات گازی مربوط است و نگاه اجرایی و عملیاتی در زمینه کاهش خام فروشی نفت خام از سوی وزارت نفت وجود ندارد.

ارسال نظر

نظرات کاربران

آخرین اخبار
ادامه اخبار